چگونه یک محتوای سئو شده بنویسیم؟

سئو سایت

برندسازی در دنیای مجازی ارتباط تنگاتنگی با موتورهای جست و جو دارد و برای دیده شدن نیازمند آن هستید که توسط موتور جست و جو دیده شوید. یعنی هر چه وب سایتی مطابق با اصول بهینه سازی موتورهای جست و جو حرکت کند؛ موفقیت بیشتری در دنیای نامحدود اینترنت از آن شما خواهدشد و سایتی که بتواند در صفحات اول موتورهای جست و جو نمایش داده شود موفق میباشد. اما چه چیزهایی ازمعیارهای گوگل برای رتبه دهی محسوب می‌شوند و موجب کسب امتیاز می گردند. 

موتورهای جست و جو پارامترهای مختلفی را برای کار خود در نظر می‌گیرند که از جمله آن‌ها می‌توان به این موارد اشاره کرد:

  1. لینک‌ها
  2. کلمات کلیدی
  3. طراحی و ساختار سایت
  4. مقدار زمان حضور کاربران در سایت

که در این بین محتوا از مهمترین معیارهای موتورهای جست و جو به حساب می آید.

متن سئو شده چیست؟

منظور از متن سئو شده متنی است که با رعایت اصول بهینه‌سازی برای موتورهای جستجو (SEO) نوشته می‌شود تا دو هدف را همزمان پوشش دهد:

  1. به گوگل بفهماند موضوع صفحه چیست و برای چه کلماتی نمایش داده شود. البته که امروزه درک گوگل بسیار فراتر رفته است و بر اساس نیاز مخاطب و الگوریتم های گوگل محتوا را ارزیابی و کرال میکند.
  2. به کاربر پاسخ دقیق و کاملی بدهد به‌طوری که کاربر احساس نکند محتوا صرفاً برای ربات نوشته شده است.

ویژگی‌های اصلی یک متن سئو شده عبارتند از:

  • کلمات کلیدی اصلی و فرعی به طور طبیعی در متن قرار گرفته‌اند.
  • ساختار دارای تیترهای H1، H2، H3 است.
  • پاراگراف‌ها کوتاه و خوانا هستند.
  • از تصاویر با تگ alt مناسب استفاده شده است.
  • لینک‌های داخلی و خارجی معتبر دارد.
  • طول متن متناسب با رقبای صفحه اول گوگل است.
ویژگی متن معمولی متن سئو شده
هدف اصلی انتقال اطلاعات صرفاً برای انسان جذب ترافیک گوگل + رضایت کاربر
کلمات کلیدی ندارد یا اتفاقی استفاده شده تحقیق شده و در جای درست قرار گرفته
ساختار نوشتار پاراگراف‌های بلند و یکدست تیتر، زیرتیتر، بولت پوینت، جدول
خوانایی روی موبایل معمولاً ضعیف کاملاً بهینه و خوش‌فرمت
لینک‌ها خیلی کم یا بدون لینک لینک داخلی به صفحات دیگر سایت + لینک خارجی معتبر
رفتار کاربر زود خسته می‌شود و صفحه را ترک می‌کند متن را تا انتها می‌خواند و احتمالاً کلیک دیگری می‌کند
شفافیت برای گوگل گوگل مطمئن نیست دقیقاً درباره چیست گوگل به راحتی موضوع را تشخیص داده و رتبه می‌دهد

اهمیت سئو محتوایی در وبسایت

سئو محتوایی یعنی همان فرآیند نوشتن متنی که هم برای کاربر مفید باشد و هم برای گوگل قابل فهم باشد. حالا چرا این کار برای وبسایت شما حیاتی است؟

چون الگوریتم گوگل مخصوصاً بعد از آپدیت‌هایی مانند Helpful Content سایت‌هایی را  که محتوای بی‌ارزش و فقط مخصوص ربات بنویسند، جریمه می‌کند. تنها سایت‌هایی رتبه می‌گیرند که محتوای باکیفیت و کاربرپسند داشته باشند. به عبارت دیگر،  بدون سئو محتوایی، حتی بهترین طراحی سایت هم هیچ بازدیدی از گوگل نخواهد گرفت. ما با توجه به این نکته خدمات سئو را انجام می دهیم.

مهمترین دلایل اهمیت سئو محتوایی در وبسایت عبارتند از:

  • افزایش رتبه در گوگل: گوگل محتوای ساختارمند و هدفمند را بهتر می‌فهمد و بالاتر از رقبای بی‌ساختار نمایش می‌دهد.
  • کاهش نرخ پرش: وقتی کاربر پاسخ سوالش را سریع و خوانا پیدا کند، صفحه را نمی‌بندد و بیشتر می‌ماند.
  • بهبود تجربه کاربری (UX): تیترهای واضح، پاراگراف کوتاه و بولت پوینت‌ها باعث می‌شوند خواندن لذت‌بخش شود.
  • افزایش شانس لینک گرفتن: محتوای مفید و دقیق را دیگر سایت‌ها به عنوان منبع معتبر لینک می‌دهند.
  • هدفمند شدن کلمات کلیدی: دیگر کلمات کلیدی را تصادفی نمی‌چینید؛ دقیقاً می‌دانید کاربر چه عبارتی جستجو کرده است.
  • بالا رفتن نرخ تبدیل: کاربری که محتوای مفید خوانده، به شما اعتماد می‌کند و احتمال خرید یا ثبت‌نامش بیشتر می‌شود.
  • ماندگاری طولانی‌تر محتوا: یک متن سئو شده خوب ماه‌ها (حتی سال‌ها) بدون تبلیغات مجدد، بازدید ارگانیک می‌گیرد.
  • هماهنگی با الگوریتم‌های جدید گوگل: گوگل دیگر محتوای کم‌کیفیت را نمی‌پسندد؛ سئو محتوایی شما را در امنیت نگه می‌دارد.

چگونه محتوا سئو شده بنویسم؟

برای نوشتن یک محتوای سئو شده باید قبل از نوشتن، ساختار محتوایی را تعیین کنید.
وقتی صحبت از ساختار محتوایی می‌کنیم، منظور فقط تیتر بندی نیست. منظور یک نقشه دقیق فنی و روانشناختی است که مشخص می‌کند:

  1. هدف کاربر از جستجو چیست؟ (آیا می‌خواهد بخرد؟ یاد بگیرد؟ مشکلش را حل کند؟ مقایسه کند؟)
  2. در هر پاراگراف دقیقاً چه پاسخی به او داده می‌شود؟ (نه شعار، نه توضیح اضافه. فقط پاسخی که دنبالش است)
  3. گوگل چگونه این ساختار را می‌فهمد؟ با استفاده از تیترهای سلسله‌مراتبی (H1  فقط یک بار، H2 برای بخش‌های اصلی، H3 برای زیربخش‌ها)
  4. نقاط درد کاربر کجاست و در کدام بخش حل می‌شود؟ مثلاً اگر کاربر نگران زمان‌بر بودن سئو است، باید در بخش سوم مقاله مستقیماً به این ترس پاسخ دهید.

انتخاب کلمات کلیدی مرتبط

بعد از تعیین ساختار محتوایی باید کلمات کلیدی مرتبط را پیدا کنید. انتخاب کلمات کلیدی مرتبط یعنی پیدا کردن عباراتی که کاربران واقعاً در گوگل جستجو می‌کنند، نه آن چیزی که شما فکر می‌کنید که جستجو می‌کنند.

نویسندگان تازه‌کار کلماتی را انتخاب می‌کنند که خودشان دوست دارند، نه کلماتی که مخاطب واقعی سرچ می‌کند. نکات کلیدی برای انتخاب درست عبارتند از:

  • کلمه کلیدی باید حجم جستجوی مناسب داشته باشد (نه خیلی کم، نه رقابتی‌تر از حد توان شما)
  • باید نیت کاربر را پوشش دهد (آیا می‌خواهد بخرد؟ یاد بگیرد؟ مقایسه کند؟)
  • باید مرتبط با محتوای شما باشد (اگر ربط نداشته باشد، کاربر بعد از کلیک فرار می‌کند)

برای پیدا کردن کلمات مناسب، به ابزارهای زیر نیاز دارید:

پیشنهادات گوگل: با تایپ یک کلمه در نوار جستجوی گوگل، عبارات پرجستجو را به شما نشان می‌دهد.

کیورد پلنر: ابزار رایگان گوگل ادز برای مشاهده حجم جستجو و رقابت کلمات.

کیورد تولز: ابزار رایگان که کلمات کلیدی مرتبط را از پیشنهادات گوگل استخراج می‌کند.

ابزار پیدا کردن کلمات کلیدی مناسب

کیوردچی: ابزار ایرانی و رایگان برای تحقیق کلمات کلیدی فارسی با نمایش حجم جستجو.

کیوردچی ابزار ایرانی برای تحقیق کلمات کلیدی

گوگل ترند: نشان می‌دهد یک کلمه کلیدی در طول زمان پرطرفدارتر شده یا نه.

ابزار کیورد تولز برای سرچ کلمات کلیدی مناسب

کی دبلیو فایندر: ابزار دقیق برای یافتن کلمات کم‌رقابت با حجم جستجوی واقعی

اوبر ساجست: ابزار رایگان و نیمه‌رایگان نیل پتل که کلمات کلیدی و سختی آنها را نشان می‌دهد.

اوبرساجست

نحوه انتخاب کلمه مناسب

برای انتخاب کلمه کلیدی مناسب به موارد زیر توجه داشته باشید:

حجم یا میزان جستجو  (Search Volume)

حجم جستجو یعنی تعداد دفعاتی که یک کلمه کلیدی در طول یک ماه توسط کاربران در گوگل جستجو می‌شود. این عدد به شما می‌گوید که آن کلمه چقدر بین مخاطبان محبوب است. اما یک نکته حیاتی:  حجم بالا همیشه خوب نیست.  کلماتی که حجم جستجوی بسیار بالایی دارند معمولاً رقابت سنگینی هم دارند و اگر سایت شما تازه‌کار باشد، شانس دیده شدن در صفحه اول تقریباً صفر است. برعکس، کلماتی با حجم جستجوی پایین (مثلاً ۱۰ تا ۵۰ جستجو در ماه) گاهی اوقات فرصت‌های طلایی هستند چون رقابت کمتری دارند و کاربرانی که آنها را جستجو می‌کنند معمولاً هدف بسیار مشخصی دارند.

استراتژی هوشمندانه این است که ترکیبی از کلمات پرجستجو (برای اعتبار) و کم‌جستجو (برای گرفتن بازدید واقعی) انتخاب کنید، اما در شروع کار روی کلمات با حجم متوسط تا کم تمرکز کنید تا بتوانید زودتر نتیجه بگیرید

توجه و آنالیز قصد کاربر از جستجو  (Search Intent)

قصد کاربر یعنی شما باید بفهمید وقتی کسی یک کلمه را در گوگل تایپ می‌کند، دقیقاً چه نیازی در سرش دارد و چه انتظاری از نتیجه جستجو دارد. اگر شما متنی بنویسید که با قصد کاربر هماهنگ نباشد، حتی اگر بهترین محتوای جهان را هم تولید کنید، کاربر بعد از کلیک سریعاً صفحه را ترک می‌کند و گوگل متوجه می‌شود که محتوای شما پاسخگوی نیاز کابران نیست.

مثلاً اگر کاربر «قیمت آیفون ۱۵» را جستجو کرده، او قصد خرید و مقایسه قیمت دارد، نه خواندن تاریخچه تأسیس اپل. برای آنالیز قصد کاربر کافی است خودتان همان کلمه را در گوگل جستجو کنید و ببینید صفحات اول چه نوع محتوایی دارند: آموزشی؟ فروشگاهی؟ مقایسه‌ای؟ دانلودی؟ سپس دقیقاً همان نوع محتوا را تولید کنید. قصد کاربر از جستجو  معمولا یکی از موارد زیر است:

Informational Intent کاربر می‌خواهد چیزی یاد بگیرد یا پاسخ یک سوال را بفهمد (مثال: «سئو چیست»).
Navigational Intent کاربر می‌خواهد به یک سایت یا برند خاص برود (مثال: «ورود به گوگل آنالیتیکس»).
Commercial Intent کاربر قبل از خرید تحقیق می‌کند و می‌خواهد گزینه‌ها را مقایسه کند (مثال: «بهترین لپ‌تاپ برای برنامه‌نویسی»).
Transactional Intent کاربر آماده خرید است و می‌خواهد همان لحظه اقدام کند (مثال: «خرید آیفون ۱۵ اقساط»).

نوع متن محتوا

منظور از «نوع متن محتوا» این است که شما قبل از انتخاب کلمه کلیدی، باید تصمیم بگیرید قرار است چه قالبی از محتوا تولید کنید. هر کلمه کلیدی با یک نوع محتوا جواب می‌دهد نه با همه انواع محتواها. مثلاً اگر کلمه «قیمت گوشی سامسونگ» را انتخاب کرده‌اید، نوع متن باید مقایسه‌ای و لیست‌وار باشد با جدول قیمت‌ها. اگر کلمه «طراحی سایت با وردپرس» را انتخاب کرده‌اید، نوع متن باید آموزشی و گام‌به‌گام باشد با تصاویر و فیلم. اگر کلمه «بهترین رستوران‌های تهران» را انتخاب کرده‌اید، نوع متن باید لیست پیشنهادی باشد با توضیح کوتاه و آدرس. تشخیص درست نوع محتوا قبل از نوشتن، باعث می‌شود کاربر همان قالبی را ببیند که در ذهنش انتظار داشته و ناامید نشود.

توجه به زاویه دید در  SERP

SERP  مخفف Search Engine Results Page  یعنی همان صفحه نتایج گوگل. «زاویه دید در SERP»  یعنی قبل از نوشتن محتوا، نگاه کنید گوگل چه چیزهایی را در همان صفحه نتایج به کاربر نشان می‌دهد. گاهی اوقات گوگل برای یک کلمه کلیدی، پاسخ مستقیم (Feature Snippet)  نمایش می‌دهد، مثلاً اگر جستجو کنید «پایتخت فرانسه چیست»، گوگل بدون اینکه وارد سایتی شوید، می‌نویسد «پاریس». یا گاهی لیست چند قسمتی (List Snippet) نشان می‌دهد، یا جدول مقایسه، یا ویدیوهای مرتبط، یا سوالات متداول.   شما باید ببینید گوگل چه زاویه‌ای را برای این کلمه انتخاب کرده و سپس محتوای خود را طوری بنویسید که شانس بگیرد جای آن را در SERP پر کند. مثلاً اگر گوگل برای کلمه شما پاسخ مستقیم نشان می‌دهد، یعنی کاربران پاسخ کوتاه می‌خواهند؛ پس اگر یک مقاله ۳۰۰۰ کلمه‌ای بنویسید، شانسی برای دیده شدن ندارید.

بررسی سختی کلمه کلیدی (Keyword Difficulty)

سختی کلمه کلیدی یعنی بفهمید چقدر طول می‌کشد و چقدر انرژی می‌برد تا بتوانید با آن کلمه در صفحه اول گوگل قرار بگیرید. این معیار معمولاً بر اساس دو چیز محاسبه می‌شود: اول، اعتبار دامنه سایت‌هایی که الان صفحه اول هستند (هرچه سایت‌های بزرگتر و معروف‌تر باشند، سختی بالاتر است). دوم، تعداد و کیفیت بک‌لینک‌های آن صفحات. ابزارهایی مثل کیوردچی، اوبرساجست و کی‌دی فایندر یک عدد از ۰ تا ۱۰۰ به شما نشان می‌دهند. هرچه عدد بالاتر باشد، رقابت سخت‌تر است.

یک قانون طلایی: اگر سایت شما تازه‌کار است، سراغ کلمات با سختی بالای ۵۰ نروید. از کلمات با سختی ۱۰ تا ۳۰ شروع کنید. البته هیچ ابزاری ۱۰۰٪ دقیق نیست، اما به شما جهت‌گیری کلی می‌دهد. بهترین روش برای سنجش سختی این است که خودتان کلمه را جستجو کنید و ببینید در صفحه اول، سایت‌های شخصی و بلاگ‌های کوچک هم دیده می‌شوند یا فقط رسانه‌های غول‌پیکر؟ اگر سایت‌های کوچک هستند، سختی پایین است و می‌توانید امتحان کنید.

بررسی هدف و دغدغه کاربر یا پرسونا شناسی

پرسونا شناسی یعنی شما قبل از نوشتن، یک «شخصیت فرضی» از مخاطب واقعی خودتان بسازید و بفهمید او چه مشغله‌ها، ترس‌ها، آرزوها و سوالات پنهانی دارد. نوشتن بدون پرسونا مثل تیراندازی در تاریکی است. شما باید به چند سوال کلیدی پاسخ دهید: کاربر شما چند سال دارد؟ سطح دانشش چقدر است؟ چرا امروز و الان این کلمه را جستجو کرده؟ چه چیزی او را نگران می‌کند؟

مثلاً فرض کنید می‌خواهید بنویسید «آموزش سئو برای مبتدیان». پرسونای شما «علی» است، ۲۸ ساله، تازه یک سایت فروشگاهی زده، بودجه ندارد که به مشاور بدهد، از کلمات فنی سئو می‌ترسد، نگران است گوگل سایتش را جریمه کند، وقت کافی ندارد، می‌خواهد سریع نتیجه بگیرد. اگر این دغدغه‌ها را بدانید، محتوای شما کاملاً متفاوت از زمانی نوشته می‌شود که فکر کنید مخاطب شما یک متخصص سئو با ۱۵ سال سابقه است. هر پاراگراف را که می‌نویسید از خودتان بپرسید: «آیا علی این جمله را مفید می‌داند یا حوصله‌اش سر می‌رود؟»

جمع آوری تیترهای مهم

منظور از «تیترهای مهم»، همان سوالات و نیازهای اصلی کاربر است که باید در قالب زیرتیترهای جذاب و ساختارمند در مقاله شما قرار بگیرد. بهترین روش برای جمع‌آوری این تیترها، ترکیب سه منبع است:

  • بخش People Also Ask در گوگل: کلمه کلیدی خود را جستجو کنید و به سوالاتی که گوگل زیر نتایج نشان می‌دهد توجه کنید، همان‌ها بهترین تیترهای فرعی هستند.
  • سایت‌های رقیب در صفحه اول: سه مقاله برتر گوگل را باز کنید و ببینید چه تیترهایی استفاده کرده‌اند، ترکیبی از بهترین‌ها را بردارید.
  • پرسونایی که ساختید: از خودتان بپرسید اگر جای کاربر بودم، چه سوالات دیگری در ذهنم بود که در مقالات رقیب ندیدم؟ همان را اضافه کنید.

بعد از جمع‌آوری، تیترها را اولویت‌بندی کنید: تیترهایی که به نیاز اصلی کاربر نزدیک‌تر هستند، زودتر بیایند. تیترهای مکمل و تخصصی‌تر را به انتها ببرید.

نوشتن محتوای مفید و جامع

«مفید» و «جامع» دو کلمه‌ای هستند که گوگل عاشق آنهاست. محتوای مفید یعنی هر جمله‌ای که می‌نویسید، یک گره از مشکلات کاربر باز کند. نه شعار، نه حرف تکراری، نه پرکردن فضا. محتوای جامع یعنی شما به تمام زوایای موضوع پرداخته‌اید، نه فقط یک بخش آن را. قوانین طلایی برای نوشتن محتوای مفید و جامع:

  • با پاسخ مستقیم به سوال اصلی شروع کنید (نه مقدمه چینی ۲۰۰ کلمه‌ای)
  • هر ادعایی را با دلیل یا مدرک پشتیبانی کنید (داده، آمار، مثال واقعی)
  • از تکرار غیرضروری بپرهیزید (یک بار بگویید، کامل بگویید)
  • بخش سوالات متداول (FAQ) حتماً داشته باشد (۴ تا ۶ سوال واقعی که کاربر ممکن است بعد از خواندن مقاله بپرسد)
  • طول متن را با میانگین ۳ مقاله اول گوگل مقایسه کنید (نه خیلی کوتاه‌تر، نه خیلی بلندتر)
  • از کلمات و جملات کوتاه استفاده کنید (مغز انسان جملات ۱۰ تا ۱۵ کلمه‌ای را راحت‌تر پردازش می‌کند)

نکته کلیدی: جامع به معنای «طولانی» نیست. جامع به معنای «کامل» است. یک متن ۵۰۰ کلمه‌ای اگر همه زوایا را پوشش دهد، از یک متن ۳۰۰۰ کلمه‌ای پر از حرف تکراری بهتر است.

 بهینه سازی متن با کلمات کلیدی

بعد از نوشتن محتوای مفید و جامع، حالا نوبت به بهینه‌سازی هوشمندانه می‌رسد. بهینه‌سازی یعنی کلمات کلیدی را جایی قرار دهید که گوگل بفهمد موضوع چیست، اما طوری که کاربر متوجه نشود یا طبیعی کلمات به کارببرید که کیورد استافینگ نشود.

قوانین بهینه‌سازی با کلمات کلیدی:

تگ Title کلمه اصلی حتماً در ابتدای تیتر بیاید
تگ H1 کلمه اصلی دقیقاً یک بار در H1 استفاده شود
اولین ۱۰۰ کلمه کلمه اصلی حداکثر تا انتهای پاراگراف اول بیاید
زیرتیترها (H2، H3) حداقل در ۲ تا ۳ زیرتیتر از کلمه اصلی یا کلمات فرعی استفاده کنید
متن اصلی کلمه اصلی هر ۱۵۰ تا ۲۰۰ کلمه یک بار تکرار شود (طبیعی و روان)
تگ Alt تصاویر

بخش FAQ

در توضیح تصاویر از کلمه اصلی یا فرعی استفاده کنید

در سوالات متداول از کلمات کلیدی به شکل سوال استفاده کنید

 

Add a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *